6
جنگ با خدا در سینمای استراتژیک

تحلیل فیلم جک غول کش(بخش دوم) Jack the Giant Slayer

  • کد خبر : 896
  • 13 اردیبهشت 1400 - 17:51
تحلیل فیلم جک غول کش(بخش دوم) Jack the Giant Slayer
در بخش اول از تحلیل فیلم «جک غول کش» درباره پیشینه داستان در منابع کهن یهود و بازنویسی آن توسط نویسندگان انگلیسی در دوره های بعد توضیح دادیم. سپس فیلم به دوران کودکی جک و شاهزاده خانم می رسد. هر دو شخصیت با شنیدن قصه هایی درباره غول ها و تقابل آنها با انسان، بزرگ می شوند و دست تقدیر طی سال های بعد آنها را بر سر راه هم قرار می دهد...

در ادامه قصه ای که پدر جک و مادر شاهزاده خانم برای بچه هایشان می خوانند، گفته شده که غول ها پس از پایین آمدن از لوبیا شروع به ظلم وستم به مردم کرده و اموال آنها را تصاحب کردند. حضور غول ها در زمین منجر به ایجاد وحشت میان آدم ها شده بود؛ اما این وحشت در نقطه ای متوقف می شود. شاه «اریک» به راهبان دستور می دهد که با استفاده از «هنرهای تاریک» راهی برای مقابله با این مشکل بیابند و آنها نیز با اجرای یک مراسم، یک تاج جادویی برای پادشاه می سازند که به وسیله آن، غول ها را تحت سلطه خود درآورده و به موطن خود می فرستد. 

این بخش از فیلم به داستان حضرت سلیمان ع و تسخیر اجنه و دیوها به وسیله وی اشاره دارد. در منابع یهود آمده است که این تسلط به وسیله یک شیء ارزشمند یعنی «خاتم سلیمان» به دست آمده که تاثیری جادویی داشته است. کابالیست ها معتقدند که قدرت حضرت سلیمان به اشیاء جادویی وابسته بوده و افراد دیگر نیز با در اختیار داشتن آن اشیاء می توانند همان قدرت را اعمال کنند. مخاطب گرامی می تواند برای آشنایی بیشتر با این مسئله، مفاهیمی همچون «سولومون پنتاکل»، «دایره جادویی سنت گریموری» و ماجرای سلیمان و یکی از جنیان به نام «آسمودایی» که در «تلمود بابلى» ذکر شده است را مطالعه کند.       

همان طور که در ابتدای تحلیل گفتیم، نویسنده برای جذابیت فیلم، شاخ و برگ هایی را به داستان اصلی افزوده است. موضوع پایین آمدن غول ها و ظلم و ستم آنها به مردم در داستان اصلی یعنی قصه «جک و لوبیای سحرآمیز » وجود ندارد و توسط نویسنده اضافه شده است. در داستان اصلی و بازنویسی های آن، غول قصه هنگام تعقیب جک و پایین آمدن از لوبیا سقوط کرده و کشته می شود.

شاید این بخش از فیلم برای مخاطب قدری مبهم و گیج کننده باشد به همین دلیل مقداری درباره آن توضیح می دهیم:

برای درک موضوع باید در نظر داشت که نویسنده فیلمنامه دو داستان متفاوت را با یکدیگر تلفیق کرده و فیلم جک غول کش را به وجود آورده است. داستان اصلی، همان قصه معروف جک و لوبیای سحر آمیز است که به روایت تقابل انسان با خدا می پردازد.

در کنار داستان اصلی، یک داستان فرعی نیز وجود دارد که از ماجرای زندگی حضرت سلیمان و نقش انگشتر وی در تسلط بر اجنه که در منابع یهود ذکر شده، الهام گرفته شده است. این دو داستان به زیبایی با یکدیگر تلفیق شده و قصه ای هیجان انگیز را پدید آورده اند. به همین دلیل مخاطب می تواند بخش های مربوط به داستان فرعی یعنی تاج شاه اریک و جزئیات مربوط به آن را در ذهن خود حذف کند تا خط تعلیق اصلی داستان یعنی تقابل و کشمکش جک با غول را دنبال نماید.    

فیلم به ۱۰ سال بعد می رود و حالا جک و شاهزاده خانم به سنین جوانی رسیده اند. روزی جک برای فروش اسب مزرعه خود به شهر می رود و توجهش به تئاتری که در آنجا برپاست جلب می شود. پس از ورود به تئاتر نگاهش به دختر زیبایی می افتد که در میان جمعیت ایستاده و پس از وقوع یک سری اتفاقات متوجه می شود که آن دختر، شاهزاده خانم است…

کارگردان در این بخش درصدد نشان دادن علاقه جک و شاهزاده خانم به یکدیگر بوده و اولین جرقه این رابطه عاشقانه با دفاع جک از شرافت شاهزاده خانم در صحنه تئاتر اتفاق می افتد. پیش از این گفتیم که زن در ادبیات و سینمای استراتژیک، نماد «سرزمین» بوده و شکل گیری علاقه جک به شاهزاده خانم در واقع گویای علاقه مند شدن جک به یک سرزمین زیبا و خواستنی است.

در ادامه فیلم خواهیم دید که رئیس غول ها نیز به دنبال تصاحب شاهزاده خانم بوده و پس از حذف داستان فرعی و بقیه حاشیه های فیلم، خط تعلیق داستان با درگیری و رقابت جک و غول بر سر تصاحب شاهزاده خانم دنبال می شود.

یکی از شخصیت منفی فیلم یعنی «رودریک» در این سکانس معرفی می شود. «رودریک» وزیر پادشاه بوده و قرار است در آینده با شاهزاده خانم ازدواج کرده و پادشاه بعدی کشور شود. او با شنیدن داستان شاه اریک و غول ها، مخفیانه به سراغ قبر شاه اریک رفته و تاج و لوبیاها از آنجا را به دفتر کار خودش منتقل کرده است. اکنون یک راهب به دفتر کار وزیر آمده و لوبیاها را سرقت می کند و پس از به خطر افتادن جانش و بسته شدن دروازه های شهر تصمیم می گیرد لوبیاها را در اختیار جک بگذارد تا آنها را به صومعه برده و به راهبان تحویل دهد.

در نسخه های مختلف داستان اصلی، یک پیرمرد و یا یک پری، لوبیاها را به جک می دهند؛ اما در فیلم نسلی از راهبان به دلیل آگاهی از قدرت لوبیاها و احتمال افتادن آنها به دست افراد خطرناک، یکی از راهب ها را به ماموریت می فرستند تا لوبیاها را بازپس گرفته و به صومعه بازگرداند.  

شخصیت رودریک و تاج نیز متلعق به داستان فرعی و حواشی فیلم هستند.

جک پس از بازگشت به خانه و نشان دادن لوبیاها به عمویش و تعریف ماجرا با عصبانیت وی مواجه می شود. عموی جک از فرط عصبانیت لوبیاها را به گوشه ای پرتاب می کند و یکی از آنها از بین تخته های کف اتاق به پایین می افتد. همزمان در قصر، مشاجره ای بین پادشاه و دخترش در می گیرد و شاهزاده خانم که نمی خواهد با وزیر ازدواج کند بار دیگر مخفیانه از قصر خارج شده و فرار می کند؛ اما در میانه راه دچار طوفان شده و با دیدن نور چراغ کلبه جک به آنجا پناه می برد.

   در این بخش از فیلم مکالماتی میان جک و شاهزاده خانم صورت گرفته و شاهزاده خانم از او بابت اتفاقی که در تئاتر افتاده بود تشکر می کند. گفتگوی صمیمانه میان آن دو منجر به شکل گیری علاقه بیشتر می شود و امیدواری جک برای رسیدن به دختر شاه را افزایش می دهد. اما درست همانجا که جک در حال آشنایی بیشتر با شاهزاده خانم و به دست آوردن قلب اوست اتفاق غیرمنتظره رخ داده و همه چیز را خراب می کند.

هنگامی که جک و شاهزاده خانم در حال گفتگو و آشنایی بیشتر هستند، آب باران به زیر خانه نفوذ کرده و به لوبیایی که در آنجا افتاده بود می رسد. پیش از این راهب به جک گفته بود که به هیچ عنوان لوبیاها را خیس نکند؛ اما اکنون همه چیز خارج از اراده جک رقم خورده و حادثه وحشتناک رخ می دهد. لوبیا به سرعت رشد می کند و شاخه های آن از همه جای خانه به بالا می روند. در این میان جک در اثر حادثه ای به بیرون از خانه افتاده و از شاهزاده خانم جدا می شود. تلاش های مجدد او برای رسیدن به شاهزاده خانم نیز ره به جایی نبرده و سرعت رشد سریع لوبیا وهوای بارانی دست در دست هم داده و جک را به پایین می اندازد. جک بر اثر سقوط از ارتفاع و برخورد با ساقه لوبیا بیهوش شده و شاهزاده خانم به همراه لوبیا به آسمان می رود…

 کارگردان تا این لحظه از فیلم در حال چینش مقدمات مورد نیاز برای شروع داستان و رسیدن به تصویر سازی عهد عتیق درباره اتفاقات ابتدای خلقت انسان و رانده شدن وی از بهشت بود. در اینجا المان های موجود در تورات چیده می شود و اکنون وقت آن است تا داستان اصلی که در کتاب مقدس ذکر شده روایت شود. برای درک بهتر موضوع به توضیح بیشتر این المان ها می پردازیم.

شخصیت سمبلیک جک:

درباره شخصیت جک و نامگذاری وی به این اسم باید به این مسئله توجه داشت که به ۱۲ طایفه بنی اسرائیل که در کنار یکدیگر جمع شده اند، اصطلاحا «جک متحد» می گویند.

شخصیت سمبلیک شاهزاده خانم:

همان گونه که گفته شد زن در ادبیات سمبلیک و سینمای استراتژیک، نماد «سرزمین» است و در اکثر داستان هایی با این سبک شاهد آن هستیم که قهرمان داستان برای نجات یک زن، دست به ماجراجویی و رویارویی با خطرات می زند. در ادبیات سمبلیک، اینگونه شخصیت پردازی ها نشانگر تلاش قهرمان داستان برای بازپس گیری سرزمین خود است.

اگر به نحوه چینش المان ها دقت کنیم جک (انسان) ابتدا با شاهزاده خانم (بهشت) بود و علاقه زیادی به وی داشت. اما یک سری اتفاقات باعث شد که جک علیرغم میلش به زمین سقوط کند و از زن مورد علاقه خود که توسط لوبیا به آسمان برده شده جدا شود. این دقیقا همان تصویری است که عهد عتیق از ماجرای ابتدای خلقت ارائه می کند. حال زن یا همان سرزمین در آسمان قرار دارد و جک در زمین. بنابراین جک باید برای رسیدن به سرزمین مورد علاقه خود به آسمان سفر کند که این کار از طریق ساقه لوبیا (برج بابل) صورت می گیرد. 

تورات – سِفر پیدایش – بخش «سقوط انسان»

. ۱۷_ خداوند به آدم فرمود: چون گفته زنت را پذيرفتی و از ميوه آن درختی خوردی که به تو گفته بودم از آن نخوری، زمين را مورد لعنت قرار خواهم داد و تو تمام ايام عمرت با رنج و زحمت از آن کسب معاش خواهی کرد.

 18_ از زمين خار و خاشاک برايت خواهد روييد و گياهان صحرا را خواهی خورد.

صبح فردا پادشاه و افرادش به محل رویش لوبیای غول پیکر آمده و از جک در مورد اتفاقات شب گذشته و محل شاهزاده خانم سوال می کنند. در نهایت پادشاه به افرادش دستور می دهد که از لوبیا بالا رفته و دخترش را باز گردانند. جک نیز همراه گروه به بالا می رود.

کارگردان با تکمیل المان های مورد نظر کتاب مقدس و قرار دادن هر یک از مولفه های مورد نظر در جای خود، (جک در زمین، شاهزاده خانم در آسمان و لوبیا به عنوان مسیر ارتباط میان این دو ) داستان اصلی را آغاز می کند. همان گونه که اشاره شد در منابع کهن یهود آمده است که هدف سازندگان برج بابل، رسیدن به آسمان و جنگیدن با خدایان برسر تصاحب بهشت بوده است. اکنون همه چیز آماده است تا جک به آسمان رفته و نبرد میان قهرمان و ضد قهرمان آغاز شود.   

تورات – سِفر پیدایش – بخش « برج بابل»

۳_ مردمی که در آنجا می زيستند با هم مشورت کرده، گفتند بياييد شهری بزرگ بنا کنيم و برجی بلند در آن بسازيم که سرش به آسمان برسد تا نامی برای خود پيدا کنيم.

 

در بخشی از مسیر صعود گروه به آسمان، هوا بارانی شده و شاهد برخورد صاعقه به تنه لوبیا و افراد هستیم که موجب سقوط تعدادی از آنها می شود.

این سکانس عمدا توسط کارگردان در فیلم گنجانده شده و قصد دارد از طریق آن به مسئله مهمی که در آثار مذهبی کهن آمده اشاره کند. بر اساس متن این آثار، خدایان با دیدن برج بابل و تلاش انسان ها برای رسیدن به آسمان خشمگین گردیده و طی اقدامی کینه توزانه، زبان آنها را تغییر می دهند تا موجب پدید آمدن اختلاف نظر شود. سپس با ارسال رعد و برق، برج را تخریب می کنند تا انسان ها مجددا به فکر صعود به آسمان نیفتند.   

در تحلیل این بخش از فیلم نکته دیگری وجود دارد که باید بدان اشاره کرد. خراب شدن برج بابل به وسیله رعد و برق، دستمایه ساخت انیمیشن ها و بازی های رایانه ای زیادی شده است که برای نمونه به چند مورد آن اشاره می کنیم:

در یکی از قسمت های انیمیشن «شیرها» شاهد روایت ماجرای برج بابل هستم. شیرها مشغول ساختن برج بلندی هستند که به آسمان رسیده است. همین موضوع باعث خشم موجودی می گردد که در بالای ابرها زندگی می کند. سپس آن موجود با ارسال صاعقه و تغییر دادن زبان شیرها باعث تخریب برج می شود…

در یکی از قسمت های «سندباد» که گروه به بغداد رسیده اند با سازه ای بلند و عجیب روبرو می شوند و بعد از رسیدن به بالای برج و تقابل با جادوگران، شاهد تخریب برج به وسیله صاعقه هستیم…

موضوع بعدی نمادگرایی کتاب مقدس و برج بابل در معماری امروز غرب است که برای افراد آگاه بسیار قابل تامل است. برخی پژوهشگران معتقدند که طراحی ساختمان «پارلمان اروپا» به صورتی که بخشی از آن تخریب شده است از برج بابل الهام گرفته شده و شباهت زیادی به تابلوی نقاشی «برج بابل»، اثر «پیتر بروگل» در سال ۱۵۶۳میلادی دارد. انتشار پوستر اتحادیه اروپا باعث تقویت این گمانه زنی ها شده و شک موجود در این ارتباط را به یقین تبدیل نمود. همچنین شعار این اتحادیه تحت عنوان «زبان های متعدد؛ صدای واحد» نیز یکی دیگر از نشانه های موجود در ماجرای بابل و عهد عتیق را بیان می کند.

نقاشی برج بابل
ساختمان پارلمان اروپا

ماجرای برج بابل و تخریب آن توسط صاعقه مبنای ساخت بازی های کامپیوتری زیادی نیز قرار گرفته است.





در مورد تاثیرپذیری انیمیشن ها و بازی های رایانه ای از ماجرای برج بابل که در عهد عتیق ذکر شده است می توان به نمونه های بیشتری اشاره نمود که نیازمند مبحثی جداگانه و مفصل است. مثال های بالا نیز صرفا جهت آشنایی مخاطب با موضوع مورد بحث آورده شده است.

جک و گروه همراهش پس از پشت سر گذاشتن سختی ها و مشکلات به بالای ابرها رفته و در آنجا با سرزمینی جدید روبرو می شوند. سپس از ساقه لوبیا جدا شده و پا به آن سرزمین ناشناخته می گذارند و به جستجوی شاهزاده خانم می پردازند. در این میان گروه به دو دسته تقسیم می شوند و جک به همراه فرمانده ارتش پادشاه و یکی از افرادش به برکه آبی می رسند و غولی بر سر راه آنها قرار می گیرد. غول، همراهان جک را اسیر می کند اما جک موفق می شود با مخفی کردن خود در برکه نجات یافته و غول را تعقیب کند. 

در این بخش از فیلم شاهد معرفی خدایان هستیم. از همان ابتدای ورود به سرزمین جدید، جک با استفاده از هوش و ذکاوت خود ابتکار عمل را در دست می گیرد و مقایسه رفتار و تصمیمات او با دیگران نشان دهنده برتری ذاتی قهرمان فیلم است که کارگردان سعی دارد در جای جای فیلم، آن را به مخاطب القا نماید.  

«پایان بخش دوم»

لینک کوتاه : http://pasazfarda.ir/?p=896

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.