4
رنسانس و کلیسا

نقد و تحلیل فیلم رستگاری در شاوشنک (بخش سوم) The Shawshank Redemption

  • کد خبر : 1209
  • 13 آبان 1400 - 19:16
نقد و تحلیل فیلم رستگاری در شاوشنک (بخش سوم) The Shawshank Redemption
لایه سوم و بسیار پنهان فیلم رستگاری در شاوشنک که موجب برتری فوق العاده این فیلم نسبت به بسیاری از فیلم های سمبلیک مشابه آن شده در همین صحنه نهفته است. کارگردان در اینجا با نمادگرایی و اشاره به یک داستان مشابه یعنی داستان موسی ع و فرعون و نجات بنی اسرائیل توسط وی، لایه نمادین دیگری به فیلم می افزاید. در این لایه، اندی دوفرین، نماد موسی ع و رئیس زندان، نماد فرعون و زندانیان و بخصوص شخصیت «رد»، نماد قوم بنی اسرائیل هستند که تحت ظلم و ستم یک حاکم مستبد قرار دارند.

 

در این سکانس، شاهد نخستین مورد از دورویی و فساد رئیس زندان شاوشنک هستیم. وی در برابر دوربین ها و خبرنگاران از ارزش های اجتماعی و تربیت زندانیان بر اساس معیارهای مورد پذیرش جامعه سخن می گوید اما در نهان با گرفتن رشوه و سوء استفاده از زندانیان به عنوان نیروی کار ارزان در مناقصه ها شرکت کرده و کسب ثروت می کند.  

کارگردان در اینجا با به تصویر کشیدن فساد مالی رئیس مسیحی زندان شاوشنک و سوء استفاده وی از قدرت، اشاره ای به فساد مالی کلیسا و آلوده شدن سیستم حکومت دینی تحت رهبری پاپ دارد. موضوع آلودگی کلیسا و سوء استفاده پاپ، اسقف ها و کشیش ها از موقعیت و جایگاه خود در دوره حاکمیت دین بر اروپا، دستمایه ساخت آثار سینمایی زیادی شده که از جمله آنها می توان به «فصل ساحره»،  «قلمرو بهشت» و … اشاره کرد.

در بخشی از فیلم با یک زندانی جدید آشنا می شویم که مطالبی درباره قاتل واقعی همسر اندی و مرد همراهش می گوید. اندی با فهمیدن این واقعیت که می تواند بی گناهیش را اثبات کند، بلافاصله به سراغ رئیس زندان رفته و ماجرا را به وی می گوید؛ اما رئیس زندان به هیچ وجه حاضر به پذیرش واقعیت نیست…

رئیس زندان شاوشنک که نمی خواهد اندی را از دست بدهد، زندانی جدید را به بیرون از فضای زندان کشانده و نگهبان با شلیک چند گلوله او را به قتل می رساند. کارگردان در این سکانس درصدد بیان یک واقعیت مهم درباره حکومت کلیساست. سیستم مسیحی حاکم علیرغم شعارهایی که درباره رستگاری با کتاب مقدس می دهد در مواقعی که احساس خطر کند از زندانی کردن انسان های بیگناه و یا کشتار آنها ابایی ندارد…

در لایه پنهان فیلم نیز سیستم مسیحی با هر مسئله ای که می توانست حاکمیت کلیسای کاتولیک را تهدید کند به بدترین شکل ممکن برخورد می کرد. به عنوان مثال بسیاری از دانشمندان علوم جدید به دلیل کشف مسائل علمی و ارائه نظریاتی که با دیدگاه کلسیا مغارت داشت به اعدام محکوم شدند.

همین موضوع به یکی از ابعاد مخالفت بورژوازی با کلیسا مبدل گشت. اختلاف در نوع جهان بینی و تفاوت در نگاه به طبیعت و علوم طبیعی و نظری از جمله سیاست و غیره به تدریج به تقابل بورژواها با کلیسا دامن زد. کوپرنيک، گاليله، لئوناردو داوينچي و دیگران، نظریات جدیدی را در این عصر ارائه کردند که چندان به مذاق کلیسا خوش نمی آمد. به همین دلیل دادگاه های «تفتیش عقاید»، بسیاری از دانشمندان را به کفر متهم ساخته و به قتل رساندند.

اندی پس از درگیری لفظی با رئیس زندان و رفتن به انفرادی متوجه می شود زندانی جوانی که می توانست در دادگاه به نفع او شهادت داده و بی گناهیش را ثابت کند، توسط رئیس زندان کشته شده است. بدین ترتیب تنها روزنه امیدی که برایش به وجود آمده بود نیز از بین می رود.

در این هنگام، شرایط برای اندی بسیار سخت تر از قبل شده و حرفهای مبهمی به رد می زند. رد و دیگر زندانیان در ناهارخوری متوجه می شوند که اندی دو متر طناب از انبار برداشته و همین موضوع باعث می شود به شدت نگران شوند. کارگردان در این بخش از فیلم با چینش یک جریان انحرافی، ذهن بیننده را به سمت خودکشی اندی منحرف ساخته و همین موضوع باعث می شود بیننده نتواند آخر داستان را حدس بزند.

صبح فردا هنگام سرشماری زندانیان همه متوجه غیبت اندی دوفرین می شوند. رئیس زندان شاوشنک از این موضوع به شدت عصبانی شده و پس از بررسی سلول وی متوجه می شوند که اندی طی این سال ها در زیر پوستر بزرگ یک بازیگر که به دیوار سلولش چسبانده بود در حال حفر تونل برای فرار از زندان بوده است.

اندی با نقشه ای دقیق از زندان شاوشنک فرار کرده و ثروت رئیس زندان را از حساب هایی که به نام یک فرد خیالی افتتاح کرده بود خارج می کند. سپس مدارک پولشویی و فساد رئیس زندان و زیردستانش را به یکی از روزنامه های ایالت پست کرده و از کشور خارج می شود.

قهرمان فیلم پس از تلاش طولانی مدت و تحمل فشارهای زیاد از سوی سیستم مسیحی حاکم بر زندان بالاخره موفق به فرار از زندان می شود.

برای درک بهتر این بخش از فیلم، مخاطب گرامی باید تاریخ اروپا در دوره رنسانس را به طور کامل مطالعه نماید.  وقوع رنسانس در اروپا، دستاوردهای مهمی داشت که از جمله آنها می توان به «گسترش اندیشۀ اومانیسم»، «تحولات علمی»، «اصلاحات دینی و نهضت پروتستان» و غیره را نام برد.

یکی از وجوه مهم تفکر رنسانس، حرمت نهادن به اعتبار و ارزش انسان و تصدیق استعداد و توانایی او بود که از آن به عنوان اومانیسم یا انسان گرایی تعبیر می شود.

گسترش اندیشه اومانیسم موجب شد تا تعریفی متفاوت از انسان ارائه شود. کلیسا، مروج این عقیده بود که انسان فقط برای خدمت به خداوند خلق شده و دنیا گرایی و میل به لذت جویی، او را از رسیدن به سعادت و خوشبختی در جهان آخرت باز می دارد؛ اما اومانیسم بر این باور بود که عقاید کلیسا درباره گناهکار بودن ذاتی انسان و تحقیر او توسط مسیحیت کاملا اشتباه بوده و بر خلاف گفته کشیشان، زندگی دنیوی انسان ارجمند و مهم است.
بر اساس نظریات اندیشمندان آن دوره، نظام اجتماعی مبتنی بر اومانيسم دارای یک اصل اساسی بوده که باید در همه شئون زندگی بشر رعایت شود. این اصل مهم «آزادی» است. بخصوص آزادی از قید و بند زندان عقاید مسیحی که منجر به رخوت و سرخوردگی جامعه اروپا شده بود.

در فیلم وقتی اندی از کانال خارج می شود ابتدا لباس زندان را از تن خارج کرده و  سپس دست هایش را رو به آسمان بلند می کند. در این صحنه، فیلم به اوج خود می رسد و غایت آمال و آرزوهای قهرمان فیلم یعنی «آزادی» تحقق می یابد. 

در این دوره بر خلاف دوره پیشین که همه امور توسط کلیسا در نسبت با غیب و ماوراء تعریف می شد، بر قدرت اراده انسان تاکید زیادی شد. به همین دلیل در فیلم رستگاری در شاوشنک می بینیم که اندی دوفرین برای خلاصی از شرایط سخت زندان شاوشنک، منتظر کمک های غیبی نمانده و با اتکا به عزم راسخ و نیروی درونی خود سرانجام موفق می شود بر سیستم مسیحی حاکم غلبه کند. 

راوی داستان می گوید که صبح روز بعد، اندی دوفرین با اسم و هویت جعلی که از قبل برای خود ساخته بود به بانک های مختلف رفته و پول های رئیس زندان را که به حساب های جعلی واریز کرده بود را برداشت می کند.   

تصاحب اموال رئیس مسیحی زندان شاوشنک توسط یک بانکدار در لایه دوم فیلم به تصاحب املاک و اموال گسترده کلیسای کاتولیک توسط بورژوازی اشاره دارد.

موضوع مهم دیگری که در این بخش وجود دارد آن است که وقتی روزنامه ایالتی، اسناد فساد مالی رئیس زندان را چاپ می کند یک نسخه از آن روی میز رئیس قرار گرفته و وی متوجه می شود که کارش تمام است. در این هنگام صدای ممتد آژیر پلیس را می شنویم که برای دستگیری وی روانه زندان شاوشنک شده اند.

رئیس زندان که دیگر به پایان خط رسیده است ناگهان به سمت تابلوی روی دیوار می چرخد. همزمان دروبین نیز روی تابلو زوم می کند و در این لحظه بیننده با خواندن آیه کتاب مقدس به عمق منظور کارگردان از تاکید چند باره بر تابلوی مذکور پی می برد: «قضاوت او به زودی فرا می رسد».

همچنین معنای آیه دیگری از انجیل که اندی هنگام گفتگو با رئیس زندان در اواسط فیلم خواند مشخص می شود: «مراقب باشید چون نمی دانید که ارباب خانه چه زمانی می آید».

اندی در صفحه نخست انجیلی که در گاوصندوق قرار داده، پیامی برای رئیس زندان می نویسد و در آنجا با بیانی طعنه آمیز، سخن پیشین رئیس زندان درباره ارتباط کتاب مقدس با رستگاری انسان را به سخره می گیرد.

تفاوت جهان بینی اندی با رئیس زندان درباره رستگاری، پیام اصلی فیلم است. رئیس زندان رستگاری را در تسلیم شدن انسان در برابر خدا می داند (نگاه کلیسای کاتولیک) در حالی که اندی رستگاری را در تلاش و برنامه ریزی و اراده انسان دانسته و آن را اثبات می کند. (جهان بینی اومانیستی حاصل رنسانس)

وقتی رئیس زندان، کتاب مقدس را می گشاید فصل دوم آن یعنی «Exodus» در مقابل دیدگان بیننده قرار می گیرد. این فصل از کتاب مقدس به خروج بنی اسرائیل از مصر و زندانی که فرعون برای آنها ایجاد کرده بود مربوط می شود.

در کتاب مقدس آمده است که فرعون، بنی اسرائیل را شکنجه می کرد و آنها را سالها در رنج و سختی مورد استثمار قرار داد تا اینکه بالاخره حضرت موسی ع از جانب خدا ماموریت می یابد بنی اسرائیل را از ظلم و ستم فرعون نجات داده و از مصر خارج کند. این ماجرا در نهایت با نابودی فرعون به پایان می رسد.

رمزگشایی لایه سوم فیلم

لایه سوم و بسیار پنهان فیلم رستگاری در شاوشنک که موجب برتری فوق العاده این فیلم نسبت به بسیاری از فیلم های سمبلیک مشابه آن شده در همین صحنه نهفته است.  کارگردان در اینجا با نمادگرایی و اشاره به یک داستان مشابه یعنی داستان موسی ع و فرعون و نجات بنی اسرائیل توسط وی، لایه نمادین دیگری به فیلم می افزاید. در این لایه، اندی دوفرین، نماد موسی ع و رئیس زندان، نماد فرعون و زندانیان و بخصوص شخصیت «رد»، نماد قوم بنی اسرائیل هستند که تحت ظلم و ستم یک حاکم مستبد قرار دارند.

شباهت دو داستان در این است که در هر دو، قهرمان ماجرا از منطقه تحت سلطه یک حاکم مستبد گریخته و مورد تعقیب قرار می گیرند. (فرار اندی از زندان شاوشنک و فرار موسی ع از مصر) سپس با عبور از یک مسیر آبی (عبور اندی از کانال فاضلاب زندان و عبور موسی ع از کانالی که در اثر شکافته شدن دریا به وجود آمده) از مهلکه نجات یافته و در نهایت،

همچنین این فرار، منجر به کشته شدن هر دو حاکم مستبد(کشته شدن رئیس زندان و غرق شدن فرعون) شده و قومی که تحت سلطه و ستم آنها قرار داشتند از شرایط نابسامان قبلی خود نجات می یابند. (نجات بنی اسرائیل از زندان فرعون و بهبود شرایط زندانیان و آزادی نمادین رد از شاوشنک که توسط اندی به سوی یک زندگی جدید هدایت می شود).  

تلاش های اندی دوفرین و فرار او از زندان موجب رسوایی رئیس زندان شده  و سرانجام با خودکشی وی، حاکمیتش بر شاوشنک خاتمه می یابد. 

در تاریخ دوره رنسانس نیز همین اتفاق رقم خورد و سلسله عواملی موجب پایان یافتن حاکمیت کلیسای کاتولیک بر جامعه اروپا گردید. یکی از مهم ترین این عوامل، «نهضت اصلاح دینی» یا «پروتستان» بود. مهم ترین شخصیت نهضت اصلاح دینی نیز «مارتین لوتر» آلمانی بود. وی معتقد بود که کلیسای کاتولیک دچار فساد و گمراهی شده و از اصل دین مسیح فاصله گرفته است.

 لوتر، مسئله آمرزش گناهان توسط  کلیسا در برابر دریافت پول و انجام برخی خدمات دیگر را خلاف آموزه های مسیح دانست و آموزه های کلیسا را درباره انسان و خدا به چالش کشید. وی در سال ۱۷۱۵ میلادی، فهرستی از نظریات خود را در ۹۷ اصل تدوین کرد و سر در کلیسای «ویتنبرگ» آویخت. بعدها اصلاحات لوتر در خارج از آلمان توسط افرادی چون «جان کالون» دنبال شد.

جنبش رنسانس و نهضت پروتستان، پیامدهای مهمی در اروپای آن عصر بر جای گذاشتند که در نهایت به فروپاشی حاکمیت کلیسا و جدایی دین از سیاست انجامید. در اثر گسترش این نهضت، وحدت مذهبی جهان مسیحیت از بین رفت و سلسله جنگ های مذهبی بین پروتستان ها و کاتولیک ها آغاز شد که بخش های وسیعی از اروپا را فرا گرفت.

این تحولات به تدریج موجب تقویت پادشاهان و دولت های ملی و رشد اندیشه ملی گرایی در اروپا گردید و قدرت کلیسای کاتولیک را تضعیف کرده و نقش آن در زندگی مردم اروپا را کاهش داد. کاهش قدرت کلیسا تا حدی پیش رفت که لویی پانزدهم، پاپ را دستگیر و زندانی نموده و مقر وی را از رم به آوینیون منتقل ساخت.

تضعیف کلیسا به مرور موجب وضع قوانین ملی جدید گردید که خواستار عدم مداخله کلیسا در امور سیاسی و اجتماعی بودند. به عنوان مثال در ۱۷۹۴ کنوانسیون ملی فرانسه، دخالت کلسیا را در امور سیاسی ممنوع کرده و سرانجام در فرانسه، مداخلات سیاسی کلیسا در ۱۹۰۵ به دنبال قانون جدایی دین از سیاست به حداقل خود رسید و از این به بعد کلیسا مجبور شد تا به خواست و اراده نهادهای جمهوری خواه گردن نهد.

پس از کشته شدن رئیس زندان و تغییر سیستم حاکم بر زندان شاوشنک، رد یک بار دیگر به جلسه عفو مشروط می رود تا درباره آزادی یا ادامه محکومیتش تصمیم گرفته شود.

کارگردان با ساخت این سکانس قصد دارد تا تغییر سیستم حاکمیتی زندان که حالا دیگر رنگ و بوی دینی ندارد را برای بیننده به تصویر بکشد. برای فهم بهتر این مفهوم باید این سکانس را با دو سکانس پیشین که جلسات عفو مشروط در دوره حاکمیت رئیس زندان مسیحی برگزار می شد مقایسه کرد.

اولین نکته ای که باید به آن توجه داشت ترکیب جنسیتی جلسه است. در این سکانس بر خلاف دو جلسه قبلی، شاهد حضور یک زن در میان هیئت قضایی هستیم. این مسئله از دیدگاه روانشناسی، نشانگر دخیل شدن احساس و لطافت انسانی در نحوه جهان بینی سیستم حاکم است.

مسئله بعد به زبان بدن و نحوه سخن گفتن «رد» مرتبط می شود. در رفتار رد بر خلاف سکانس نخست هیچگونه اضطراب و استرسی مشاهده نمی شود و سخن گفتن وی نیز همانند قبل، حالت التماس گونه ندارد.

همچنین رد در این سکانس بر خلاف جلسه دوم، لبخند بر لب ندارد و با تندی صحبت کرده و حتی در چند نوبت رئیس گروه قضایی را «پسر» خطاب می کند. حرکت دست های رد، نحوه نشستن هیئت قضایی در مقایسه با جلسات پیشین، تن صدای بازیگر، چینش تابلوهای روی دیوار و مواردی از این دست نیز به طور کامل گویای تغییر فضای مورد نظر و البته وضعیت اعتماد به نفس و تغییر درونی زندانی است.  

از اینجا به بعد فیلم همه چیز روی محور «رد» می چرخد زیرا کارگردان می خواهد نتیجه تلاش های اندی به عنوان نماد بورژوازی را روی زندگی و نحوه جهان بینی «رد» به عنوان نماد زندانیان یا همان مردم جامعه اروپا به تصویر بکشد.

پس از آزادی رد از زندان، کارگردان همان صحنه های مربوط به خروج بروکس را مجددا تکرار می کند، خروج از درب اصلی زندان، صحنه درون اتوبوس، ساکن شدن در همان اتاقی که بروکس رفته بود و همان شغلی که وی بر عهده داشت و غیره. همه چیز به همان شکل پیش می رود و بیننده توقع دارد تا در نهایت رد نیز مانند بروکس خودکشی کند.

اما این بار یک تفاوت اساسی وجود دارد که همان تاثیر قهرمان فیلم بر شخصیت رد است. گفته های اندی موجب می شود تا رد، مسیری متفاوت از بروکس را در پیش گرفته و در نهایت خود را به مکانی که پیش از این درباره اش با هم سخن گفته بودند برساند.

بدین ترتیب بورژوازی توانست به حاکمیت کلیسای کاتولیک بر جامعه اروپا پایان داده و زندانیان کلیسا را به شکل جدیدی از زندگی اجتماعی رهنمون سازد.

فیلم رستگاری در شاوشنک، دارای سه لایه داستانی مجزاست که با نمادگرایی بسیار زیبا و تحسین برانگیز توسط کارگردان به نمایش گذاشته شده است.

لایه نخست، همان داستان ظاهری فیلم است که در زندانی در آمریکا در سال ۱۹۴۷ در آمریکا اتفاق می افتد.

لایه دوم مربوط به تقابل بورژوازی با کلیساست که در نهایت منجر به شکل گیری رنسانس و کنار زدن مسیحیت از عرصه حکومت گردید و نظام کنونی جهان را شکل داد.

لایه سوم نیز روایت گر فصل دوم از کتاب مقدس است که به موضوع تقابل موسی ع با فرعون و نجات بنی اسرائیل از چنگال حکومت ظالم مصر پرداخته و با اضافه کردن لایه پنهان دیگری به فیلم، آن را از فیلم های سمبلیک دیگر  متمایز ساخته است.

لینک کوتاه : http://pasazfarda.ir/?p=1209

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.